تبليغاتX
چهارشنبه سوری
دنیا وارونه تمام چیزهایی است که می بینی
درست چند روز بعد از استعفاي ما يعني گروه ادب وهنر،بالاخره اتفاقی که پيش بيني می شد افتاد و روزنامه کارگزاران تعطیل شد.یعنی قرار است از روز یکشنبه دیگر منتشر نشود و ما می مانیم و درهای بسته ساختمانی که معلوم نیست کسی پاسخگویش خواهد بودیا نه .این سرنوشت ماستُ ُدر سرزمینی که می توانست رویاهایمان سبز بروید.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 16:41  توسط یاسین نمکچیان  | 

وزندگي يعني همين غروب دلگيري كه پشت پنجره تكرار مي شود.همين كه در كنار يكديگر ايستاده ايم وناگهان مثل باراني بي امان در رودخانه هايي دور فرود مي آييم.شايد تقدير  ما را آورده است اينجا تا بميريم.

امروز روز آخر فصلي بود كه به پايان رسيد و ما يعني گروه ادب وهنر روزنامه كارگزاران از پله هاي ساختمان 5 طبقه خيابان آفريقا براي هميشه سرازير شده ايم تا زندگي را همان طوري ادامه دهيم كه بر پيشاني مان حك شده است ،هرچند دل كندن از دوستاني كه دوستشان داريم و  از كارگزاران با همه نامهرباني هايش، سخت است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 18:26  توسط یاسین نمکچیان  | 


و برادر برادر را و پدر فرند را به موت تسليم خواهند كرد و فرزندان بر والدين خود برخاسته ايشان را به قتل خواهند رسانيد.

                                                انجيل متي/ باب دهم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 16:25  توسط یاسین نمکچیان  | 

تازه به همدیگه عادت کردیم که مجبوریم بار و بندیل و جمع کنیم و بریم یه جای دیگه .یه سال که بگذره مجبورمی شیم دوباره...
امروز هجدهم شهریوره و روزنامه کارگزاران منتشر نشده .مث اینکه بوی الرحمنش پیچیده.محمد هاشمی در گفتگو با جهان نیوز بر اساس شنیده هاش از تعطیلی روزنامه تا آخر همین هفته خبر داده و از حرفهای مدیر مسئول روزنامه با یکی از سایت ها هم ماکه چیزی نفهمیدیم. به هر حال روزنامه در آستانه تعطیلی و ما در آستانه روزهای بیکاری به سر می بریم.فضای اینجا  کسالت بار و دلمون  می خواد هر چي زودتر تکلیفمون روشن بشه.این فرزین شیرزادی هم نمی ذاره بیشتر بنویسم تازه همین حا لا ۴ بسته هزارتومانی براش رسیده و  داره با دمش گردو می شکنه .حق التحریرش و از همشهری گرفته . معلومه وقتی خبر نگارای یه روزنامه ۱۰ جا کار کنن همین وضعیت پیش می یاد.قرار بود سه شنبه اعتصاب کنیم تا تکلیفمون روشن شه اما دوستان پیش دستی کردن.آقای اکبریانی هم نشسته می گه این همه زحمت ارزش داره که ۵  نفرهم اونو نمی خونن.ایمان مهدی زاده هم درست بالا سرم داد مي زنه مي گه روزنامه نگاري سرگرمي شغل كه نيست راس مي گه فقط خدا كنه تا تعطيلي تسويه حساب كنن و كار به پاسگاه و دادگاه نكشه ما كه كه حالشو نداريم كلي پله رو هر روز بالا پايين بريم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 17:35  توسط یاسین نمکچیان  | 

سال ها گذشت و  غيراز همين كثافتي كه همه چيز را گرفته چيزي نفهميديم.
زندگي در اين جهنم مزخرف تر از آني بود كه فكر مي كرديم.ما بي هيچ دليلي تباه شديم و حا لا بايد خاكستر عمر بر باد رفته را به تماشا بنشينيم.  نمي دانم دنيا  مسخره است كه ما تاب تحملش را از دست داده ايم ياچيز هاي ديگري باعث مي شود كه جهان سياه به چشم بيايد سياه. هرگز نمي بخشيم آنكه دنيايمان را اينگونه وارونه كرده است.
تنش به ناز طبيبان نيازمندوخيال نازكش آزرده گزند باشد
 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 17:38  توسط یاسین نمکچیان  | 

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 16:20  توسط یاسین نمکچیان  |