می خواستم برای این چند روز، دو تا از یادداشت هایم راکه در ویژه نامه های نوروزی فرهنگ آشتی و دنیای اقتصاد منتشر می شود بگذارم اما هنوز آن ویژه نامه ها در نیامده اند.همیشه باید یک جای کار بلنگد.این عکس که بهنام ناصح و محسن فرجی و من را به تصویر کشیده یادگار آخرین روز کاری در روزنامه است و در آخرین شماره روزنامه در سال۸۷،منتشر شد.یوسف علیخانی عزیز لطف کرد و آن را در تادانه گذاشت.سال جدید معلوم نیست سر از کجا در بیاوریم .همین مدتی که دور هم بودیم لبریز است از خاطرات دوست داشتنی.اصلاًروزنامه نگاری در این مملکت با همین آمدن ها و رفتن ها شیرین استاما تا کی این راه ادامه دارد نمی دانمک.انگار یک جورهایی دارم کم می آورم.تابه هم عادت می کنیم همه چیز خراب می شود.به هرحال عکس کامل را هم دراین اینجا ببینیدتا بعد....
سومين دورهي جايزهي شعر خبرنگاران با تقدير ويژه از احمدرضا احمدي، مجموعهي شعر «من گرگ خيالبافي هستم» الياس علوي را به عنوان برگزيدهي خود معرفي كرد.

به گزارش خبرنگار بخش ادب
خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «چاي در غروب جمعه روي ميز سرد ميشود»
احمدرضا احمدي به عنوان نامزد اين دوره از جايزهي شعر خبرنگاران معرفي
شده بود، كه اين جايزه در مراسم پاياني خود كه امروز (پنجشنبه، 15
اسفندماه) به صورت خصوصي در منزل اين شاعر پيشكسوت برپا شد، از او به
عنوان پيشكسوت عرصهي شعر و به پاس فعاليت ادبياش تقدير كرد.
همچنين مجموعهي شعر «من گرگ خيالبافي هستم» از الياس علوي - شاعر افغان ساكن استراليا - برگزيدهي اين دوره شد.
«پاييز تا زانوهايت خواهد رسيد» از ندا کامياب، ديگر نامزد اين دوره از جايزهي شعر خبرنگاران با داوري محمدهاشم اکبرياني، اسدالله امرايي، حسن گوهرپور، ياسين نمکچيان و رسول يونان بود.
در بيانيهي داوران اين جايزه آمده است: هيأتداوران سومين دورهي جايزهي شعر خبرنگاران با ابراز خرسندي از حضور در جامعهي ادبي کشور، خوشحال است که به عنوان حرکتي مستقل و آزاد توانسته است به ارزيابي آثار منتشرشده در سال 1386 بپردازد. ضمن اداي حترام به همهي شاعراني که در سال 1386 مجموعهي شعر منتشر کردهاند (که در ميان آنها آثار قابل تأملي نيز وجود دارد) هيأتداوران همچنين لازم ميداند تأسف خود را از عدم انتشار مجموعههايي که انتشار آنها ميتوانست دامنهي رقابت و امکان ارزيابيهاي منصفانهتر را افزايش دهد، اعلام ميدارد. اميد است گردانندگان اين جايزه که همگي از خبرنگاران و فعالان عرصهي مطبوعات هستند، بتوانند در سالهاي آينده شاهد انتشار آثار بيشتري باشند، تا از اين طريق براي هيأتداوران امکان ارزيابيهاي دقيقتر فراهم آيد.
رفتن بهانه خوبی نیست باید بمانی چرا که خیلی ها دوستت دارند.غم انگیز است ادامه زندگی در جایی که خیلی از آدمهایش می خواهند بروند.آسمان دود آلود دوردست ها چقدر با اینجا فرق می کندکه این همه آدم پرواز را به تجربه می نشینند.عادت کرده ایم تمامی خبرهای دنیا را از منفذهای ریز تلفن بشنویم.می گوید چند روز پیش دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی سر کلاس آمد و به شاگردانش گفت اگر کاری دارند که به او مربوط می شود سریع تر انجام دهند چون تصمیم گرفته برای همیشه به خارج از کشور برود.یکی از شاگردان دکتر می پرسد تکلیف کتاب هایی که هنوز منتشر نکردید چه می شود و او پاسخ می دهد هرچه که تا حالا اینجا چاپ کرده ام کافی است.همه این حرف ها را مردی می گوید که نمی شناسم.او شاگرد شفیعی کدکنی است و وقتی این خبر را از زبان او می شنود غمگین می شود و شماره ها را ردیف می کند تا شاید روزنامه ها بتوانند کاری بکنند. شفیعی کدکنی یکی از آخرین بازمانده های اساتید بی نظیر ادبیات ایران است.هیچ کس از پرواز دکتر خوشش نمی آید.مگر آسمان دود آلود دوردست ها چقدر با اینجا فرق می کند که این همه آدم پرواز را به تجربه می نشینند.ما چند تا شفیعی کدکنی داریم که قدرش را نمی دانیم.کاش آقایی که نمی شناسم سر کارم گذاشته باشد اما نمی دانم چرا احساس می کنم حقیقت به شکل وحشناکی همین دور و برهاست و بعد با خودم زمزمه می کنم:
سفرت بخیر اما
تو و دوستی خدا را
چو از اين كوير وحشت
به سلامتي گذشتي
، به شكوفه ها ، به باران
برسان سلام مارا