كتاب دلشوره هاي من و خاك كاغذي سروده ضياء الدينخالقي چند ماهي است كه به بازار آمده.آنهايي كه شعر ايران را از اوايل دهه هفتاد دنبال مي كنند بي ترديد مجموعه هاي رويايي به رنگ آتشوآب،باراني از پريشاني يال و سيب اتفاقي است كه مي افتد اين شاعر را به ياد مي آورند.كتاب هايي كه بعضي از شعرهايش هنوز هم براير خيلي ها خاطره انگيز است.به هرحال خالقي در اين اواخر پس از انتشار كتاب سمبوليسم به روايت امروز ،شعرهايش را نيز منتشر كرده.شعر هايي كه مجموعه اي خوب و محكم را شكل داده اند اما چون اهل جنجال نيست نه كتابش جايي معرفي مي شود و نه در هيچ جايزه اي برنده ، كه اين نتيجه زندگي بي حاشيه در اين سرزمين است.اين هم شعري از كتاب
ستاره ترين آسمان من
هرشب
مرواريد آب هاي تو رقصيدند
و آسماني ترين ماه را
براي تو تابيدند
چرا كه رودخانه ترين آب ها را براي تو جاري شدم
چرا که آب ترین دریاهارا برای تو وسعت یافتم
اگرچه گاه ابری ترین باران ها را
از دوري ات
گريه مي كنم
اگرچه گاه سر بر شانه اسبم مي گذارم و
باراني ترين يال بلندش را
نمي بارم.
كنارساحل تو
كه شن ها،ستاره هاي سوخته اند
مي نشينم بر صخره هاي تماشا
و آبي ترين آبهارا
برای تو می گریم،
وقتی که باد، ُگیسوان بلندت را
به اهتزاز در آورده باشد.
+
نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 13:32  توسط یاسین نمکچیان
|